برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 7:27
چقد خستم چقد خابم میاد...
این رختخاب و اتاق . نور سالن که از زیر در میاد و صدای قاشق چنگالا بوی تخم مرغ
کاش میشد بگم بخاطر ایناس که خابم نمیبره ...
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 7:27
when u love someon
u do anything
u do all the crazy things
that u cant explain
.
.
ترسیدم
از خیلی چیزا
...از تکرار خیلی چیزا
و تو
با ایمانی از تابش استوا گرم
مرا در سرآغاز باغ نشاندی
نشاندی تا شط غزل
نشاندی تا رویش دوباره
و من به پایان دگر نیندیشم
... که همین دوست داشتن زیباست
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17
همیشه باید حالمو بگیرن
همیشه خودمم حال خودمو میگیرم
هی تحمل میکنم هی میگذرونم هی میخندم تا آخرش ...
دلم جور ناجوریه
لعنت به تنهایی که نمیدونم کی میاد سراغم
دلم آغوش بی دغدغه میخاد ...
تا این بغض لعنتی رو خالی کنم ...
سرم شونه هاتو میخاد ...
کجایی لعنتی ...
یک و سی و پنج دقیقه/ریپیت هاموک
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17
"بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست که از حادثه ی عشق، تر است "
کاش معلوم میکردی که منظورت از این تر شدن ِ نگاه ، خوبه یا بد! ازون خیس شدن های خوب ، ازونا که دلت غنـــــج میزنه .. یا اونایی که وصالی نداره !
آخه یه جا دیگه گفتی که
"نه ! وصل ممکن نیست! همیشه فاصله ای هست"
کاش میگفتی که این تر شدن ِنگاه ، از وصال باید باشه تا بهترین باشه ، یا فراق ...!؟
من به هیچ وصالی فکر نمیکنم
فکر میکنم ، ولی ایمان ندارم ...
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17
نه
هیچ چیز نباید منو از اینی که هستم ، انقدر جدا کنه که خودمو گم کنم ...
هیچ چیز
حتا دوست داشتن .. و دوست داشته شدن ...
3.50 : هم عصبی ام هم دلم گرفته هم ناراحتم هم حق میدم هم حق میخام هم دلم تنگه هم میخام تنها باشم هم خستم هم خابم میاد هم دوست ندارم بخابم ...
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17
لعنت بهت سهراب
فقط توئی که میفهمی چی میخام
فقط توئی که نصفه شب میتونی به دادم برسی ...
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است ..
و هیچ چیز
مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند
و فکر میکنم
که این ترنّم موزون حزن
تا به ابد
شنیده خاهد شد ...
کاش هیشکی نبود تو خونه
- میخندم و از خنده میترسم ... از اتفاق ظاهرن ساده .. از اتفاقی که نیفتاده ...
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17
با همه ی وجود میپذیرم که اشتباه از من بود ، من شروعش نکردم ولی میتونستم قبل از شروع شدنش تمومش کنم . میتونستم برای چندمین بار خودمو به خودم ثابت کنم . میتونستم به اندازه ی سن و عقلم رفتار کنم...
نشد
حالا
کاری که فکر کردم درسته رو انجام دادم ...
كه تواند مرا دوست بدارد
واندر آن بهره ی خود نجويد؟
صبح: خوبم . فقط از خودم شاکی ام. ولی خوبه، به شناخت جدیدی از خودم دست پیدا کردم.
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17
برچسب: نویسنده: کیارش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:17